گفت میدونی چیه دلم تنگ شده واسه اونموقع ها که مث دوتا دوست بودیم باهم .این عشق لعنتی که اومد وسط همه چی رو خراب کرد کاش هیچوقت عاشقم نمیشد دود سیگارش محو کرده بود صورتشو. چشاشو نمیدیدم. چشامو نمی دید.
میخاستم بگم منم همینطور. نگفتم دیدم واسه همدردی یه کلمه بیخوده اصن میزنه تو برجک طرف با اینکه خودمم همچین چیزی رو تجربه کردم نگفتم .نگفتم میفهممت، نگفتم درکت میکنم ،فقط چشام پرشد دود سیگارش ....دود
برچسب: دوست,
نویسنده: کوروش سامانی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 10:52